در دهه 1930 میلادی اتاق بازرگانی بین المللی (ICC ) مطالعاتی را در زمینه تفسیر اصطلاحات تجاری به عمل آورد و مقرراتی را برای تفسیر یکنواخت اصطلاحات بازرگانی بین المللی در سال 1936 برقرار نمود که به اینکوترمز معروف گشت.

اینکوترمز که در برگیرنده اصطلاحات بازرگانی بین المللی است در واقع تعیین کننده ضوابط بین خریدار و فروشنده در معاملات تجاری است که آخرین آن اینکوترمز 2000 می باشد که منتشر گردیده است.

 

اینکوترمز 2000 به چهار گروه اصلی طبقه بندی شده است :

1 ) گروه E : در این گروه فقط از یک واژه EXW به معنی تحویل کالا در نقطه عزیمت استفاده شده است. (نقطه عزیمت ممکن است محل کار، محل انبار، کارخانه، مزرعه و یا هر نقطه دیگری باشد که توافق شده است.) فروشنده کاری نمی کند مگر واگذاری کا لا در محل تعیین شده به خریدار.

2 )     گروه F : که دارای سه واژه می باشد :

* FAS : کالا در کنار کشتی و روی اسکله در بندر بارگیری (مبداء) تحویل می گردد.

* FOB : کالا لزوماً باید روی عرشه کشتی و در مبداء تحویل گردد.

* FCA : کالا به شرکت حمل در نقطه یا محل تعیین شده تحویل گردد.

 

3 ) گروه C که در این گروه فروشنده مسئولیت انعقاد قرارداد حمل و پرداخت کرایه حمل کا لا تا مقصد را بعهده دارد و شامل اجزاء زیر است :

* CFR : فروشنده مسئولیت پرداخت کرایه حمل تا بندر تعیین شده در مقصد را قبول می کند.

* CPT : تحویل کالا با کرایه و یا هر نوع وسیله نقلیه تا محل تعیین شده در مقصد انجام می شود.

* CIF : فروشنده علاوه بر کرایه حمل ، مسئولیت انعقاد قراداد بیمه و پرداخت هزینه آن تا محل تعیین شده در مقصد را نیز عهده دار می شود.

* CIP : تحویل کالا با کرایه حمل و بیمه بدون کشتی و تا محل تعیین شده در مقصد انجام می شود.

 

4 ) گروه D : در این گروه فروشنده بیشترین مسئولیت را در معامله به عهده دارد در حالی که کمترین مسئولیت متوجه خریدار است و اجزاء آن عبارتند از :

* DES : خریدار باید کالا را برای ورود ترخیص کند. ( تحویل کالا در عرشه کشتی و در مقصد )

* DEQ : ترخیص کالا در گمرک مقصد بعهده خریدار است . (تحویل کالا در اسکله و در مقصد)

* DAF : ترخیص کالا برای ورود بعهده فروشنده است. (تحویل کالا در مرز تعیین شده )

* DDU : تحویل کالا در محل تعیین شده در مقصد بدون ترخیص و بدون پرداخت حقوق گمرکی آن

* DDP : ترخیص کالا برای ورود بعهده فروشنده می باشد. (تحویل کالا در انبار خریدار یا گمرک مقصد و پرداخت تمام حقوق و عوارض مربوطه)

 

2- مناطق آزاد تجاری (FREE TRADE ZONE )

مناطق آزاد تجاری عبارت از نواحی محصور و حفاظت شده ای است که معمولاً در کنار سواحل دریاها و یا مناطقی که از جهت حمل و نقل سریع کالاها دارای امتیازات و تسهیلات ویژه ای می باشد ایجاد می گردد.

سازمان UNIDO   وابسته به سازمان ملل متحد مناطق آ‍زاد تجاری را اینگونه تعریف می کند : «مناطق آزاد تجاری عبارتست از محرکه ای در جهت تشویق صادرات صنعتی»

 

3- تجارت متقابل (Counter trade ) :

تجارت متقابل قدیمی ترین شیوه مبادلات تجاری است. در این نوع معاملات معمولاً قراردادها و مقاوله نامه هایی بین دو دولت انجام می پذیرد و بانکهای مرکزی دو دولت با افتتاح حساب های ویژه نسبت به عملیات تجاری و مالی اقدام می کنند.

شیوه های مهم تجارت متقابل عبارتند از :

الف: معاملات دو جانبه (فروشنده     خریدار) در اینگونه معاملات فروشنده یا صادرکننده در ازاء کالائی که به طرف دیگر می دهد صد در صد کالا دریافت می کند.

ب: معاملات سه جانبه ( فروشنده       واسطه       خریدار)

ج : همکاری صنعتی (Buy Back ) : در این روش یک طرف ماشین آلات و دانش فنی و امکانات تولید یک محصول را در اختیار دیگری قرار می دهد و طرف دیگر تعهد مـی کند پس از بهره برداری برای یک دوره زمانی معینی تمام یا بخشی از تولیدات را در اختیار او قرار دهد.

 

4- صادرات (EXPORT ) :

کسب درآمد ارزی یکی از مهمترین ابزارهای رشد و توسعه اقتصادی است که این مهم از طریق فروش تولیدات یا خدمات به کشورهای دیگر حاصل می شود و آن را صادرات مـی نامند.

انجام صادرات و فروش کالا در بازارهای خارجی از ظرافت و حساسیت های خاصی برخوردار است که عدم توجه به آنها ممکن است نابودی سرمایه های مالی و انسانی را به دنبال داشته باشد.

 

نکات طلایی و کاربردی اینکوترمز

 

راهنمایی های کلی در کاربرد اینکوترمز GENERAL GUIDE LINES

 

۱-اینکوترمز نه بر زمان پرداخت بهای کالا دلالت دارد و نه بر مساله انتقال مالکیت آن از فروشنده به خریدار. این نکات بایستی در قرارداد فروش مشخص شود.

 

۲-طرفین میتوانند حسب توافق شرایط اینکوترمز را جرح و تعدیل کنند:

 

مثلاً خریدار می‌تواند تحت شرط CIF از فروشنده بخواهد که به جای بیمه کلوز C به نفع او بیمه کلوز A را تامین نمایددر چنین حالتی خریدار شرط خواهد کرد که «CIF با کلوز A» در این صورت تامین کلوز A با فروشنده است که نوعی پوشش بیمه ای فراگیر است.

 

۳-به مسائل و اختلافات ناشی از عدول از شرایط خرید و فروش نمی پردازد این گونه مسائل بایستی در خارج از حیطه اینکوترمز حل و فصل شوند.

 

۴-پذیرفتن یا تصریح هر یک از شرایط اینکوترمز مانع از حاکمیت قوانین ملی نخواهد بود. به عبارت دیگر شرایط مزبور جنبه مطلق ندارد.

 

۵-بانک ها در پرداخت وجه بر اساس اعتبارات اسنادی خود را تابع شرایط قرارداد و یا اینکوترمز نمیدانند بلکه تابع شرایط مندرج در اعتبار اسنادی هستند. لذا ضرورت دارد که خریدار و فروشنده اطمینان حاصل نمایند که شرایط قرارداد در اعتبار مورد نظر گنجانیده شود و اسناد لازم در اعتبار قید گردد. به عنوان مثال اگر قرارداد بر اساس شرایط CIP تنظیم شده است و جریان حمل مستلزم بکارگیری چند شیوه حمل (حمل مرکب) است، بارنامه ای که در اعتبار اسنادی خواسته میشود باید بارنامه حمل مرکب یا چندوجهی باشد نه بارنامه دریایی و بارنامه ای نیز که به بانک ارائه می شود بایستی همان بارنامه مندرج در L/C باشد.

 

۶-هر گاه صادرات یا واردات مشروط به کسب اجازه هایی باشد،خریدار- فروشنده بایستی به این مجوزها و شرایط توجه و از تهیه آنها اطمینان حاصل کنند.

 

۷-اینکوترمز منحصراً معطوف به روابط بین خریدار و فروشنده است و نه به روابط هر یک از این دو با حمل کننده . بهرحال، قوانین و ضوابط حاکم بر شیوه حمل مورد نظر برای فروشنده تعیین تکلیف خواهد کرد.

 

۸-روند روز افزون حمل و نقل چندوجهی، به ویژه کاربرد وسیع کانتینری (بارگنج) (CONTAINER) در مبادلات بین المللی، اصطلاحی چون FOB,CFR,CIF را از رواج انداخته است، زیرا امروزه محل تحویل کالا را شرایط شرکت حمل معلوم می‌کند که معمولاً پایانه یا ایستگاه کانتینری (بار گنجی) اوست. بنابراین حالا اصطلاح CIP, CPT ، کاربرد بیشتری یافته و مورد عمل قرار گرفته اند.

 

۹-امروزه بار فرابران به عنوان نمایندگان و مشاوران خریدار یا فروشنده شیوه حمل را تعیین می‌کنند و این بار فرابران هستند که بایستی از شرایط قرارداد خرید مشتریان یا کارفرمایان خود آگاه باشند و با توجه به آن شرایط عملیات حمل را ترتیب دهند.

 

انتخاب ترم (اصطلاح) CHOHCE OF TERMS

 

گزینش اصطلاح ( ترم ) مناسب برای تحویل و تحول کالای خریداری شده در هنگام انعقاد قرارداد معامله کالا، به عوامل متعددی چون قدرت و نفوذ هر یک از طرفین معامله (خریدار- فروشنده) سیاست های فروش فروشنده، اقتضای معامله، امکانات حمل ونقل، مقررات صادرات و واردات و شرایط سیاسی کشورهای طرفین بستگی دارد.

 

در شرایط رقابت تنگاتنگ، احتمالاً فروشنده خود را ناگزیر می‌بیند که قیمت پیشنهادی او به خریدار با قیمت های بازار داخلی در کشور خریدار قابل مقایسه باشد. در چنین وضعی فروشنده سعی خواهد کرد که کالای خود راتحت یکی از عناوین DEQ یا DDP بفروشد اما در وضعیتی که نخواهد مسئولیت و تعهد گمرکی را برعهده بگیرد، از عناوین گروه C استفاده خواهد کرد. در مواردی از فروش های انبوه، فروشندگان از لحاظ گرفتن قیمت های بهتر و مناسبتر از حمل کنندگان وبیمه گران در موقعیت برتری قرار می گیرند و در چنین حالتی ترجیح میدهند که کالای خود را به شرط تحویل در کشور خریدار بفروشند. لهذا از عناوینی چون CPT, CIF بهره میگیرند. یعنی بهای حمل و بیمه را خود پرداخت کرده وبه حساب خریدار می‌گذارند. و در مواقعی دیگر فروشنده به علت عدم اطلاع یا اطمینان کافی از وضع حمل تا کشور خریدار، ترجیح خواهد داد که حتی المقدور ازمسئولیت احتراز نموده ومثلا کالا را تحت عنوان EXW به فروش رسانده و با تحویل کالا در محل کارخانه یا انبار فروشنده تعهدات خود را پایان دهد.

 

مقامات دولتی کشورها ممکن است بطور مستقیم یا غیر مستقیم به فروشندگان توصیه کنند که کالای خود ر ا تحت عنوان با شرط CIF یا CPT بفروشند و به خریداران – بر عکس- سفارش نمایند که خریدهای خودر ا به شرط FOB و یا FCA بخرند که بدین وسیله سعی دارند از عوامل حمل و نقل ملی خود حمایت کنند.

 

مقررات طلایی GOLDEN RULES OF INCOTERMS

 

توجه داشته باشید که اصطلاح FOB اعم از FOB AIRPORT یا FOR و FOT یعنی تحویل روی عرشه ، در فرودگاه، روی قطار و یا روی کامیون امروزه جای خود را به اصطلاح عام تر FCA داده اند. از اصطلاحات غیر استاندارد وغیر متعارفی چون FRANCO/FREE که به تحویل کالا در یک منطقه مرزی دلالت دارند باید احتراز کرد.

 

بایستی بین اصطلاحاتی که در حمل دریایی و برای کالاهایی که مناسب حمل با کشتی هستند و آنهایی که جنبه کلی داشته و برای سایر شیوه های حمل به کار می روند، به ویژه برای حمل کانتینر( بار گنج ) و حمل و نقل چند وجهی تفاوت قایل شد.

 

در حمل دریایی از اصطلاحات DEQ, DES, CIF, CFR, FOB,FAS استفاده می‌شود که مستلزم تحویل کالا در کشتی است، در حالی که در حمل بار گنج، کالاهای عمومی و سنتی و در حمل و نقل چند وجهی DDP, DDU,DAF,CPT,CIP,FCA,EXW کاربرد دارند.

 

توجه باید داشت که INCOTERMS به قرارداد بین خریدار وفروشنده ارتباط دارد نه به قرارداد حمل و فرستنده کالا بایستی هر یک از این شرایط (اصطلاحات) را که انتخاب کرده ودر قرارداد خودآورده است به متصدی حمل اطلاع دهد واجرای آنرا از او خواستار گردد.

 

اینکوترمز در واقع حد و حدود چگونگی انتقال و معامله، مخاطرات و توزیع هزینه ها بین فروشنده وخریدار را توضیح داده ومشخص می‌سازد و پاره ای مسئولیت ها ومسایل گمرکی را معهذا نکات اساسی دیگر نیز باید در قرارداد خرید و فروش مورد توجه قرار گیرد، از جمله:

 

۱-تعیین اینکه تحویل به چه صورتی انجام خواهد گرفت و بارگیری و تخلیه به عهده کدام یک از طرفین است.

 

۱-مبلغ و مقدار بیمه مورد نظر و مورد نیاز چقدر است، محدوده جغرافیایی آن تا کجاست واز چه زمانی آغاز و کی پایان می‌یابد.

 

۳-نوع وسیله مورد نظر چیست، مثلا بارگنج ( CONTAINER) یا وسیله یخچالی حمل روی عرشه یا زیر عرشه...

 

۴-توجه باید داشت که عامل فورس ماژور یا قهوه قهریه، حدود برائت از مسئولیت، تمدید مهلت (مخصوصا در مواقعی که تغییر وسیله و شیوه حمل لازم است، و یا عملیات حمل باید تا داخل سرزمین یک کشور خارجی ادامه یابد) و نکاتی از این قبیل در قرارداد حمل مشخص گردد.

 

۵-توجه نمائید که CPT,CIP,CFR,CIF ناظر بر تحویل در مقصد نیستند بلکه ناظر بر چگونگی ارسال محموله هستند (SHIPMENT- CONTRACT) به عبارت دیگر نقطه و خط انتقال ریسک در اصطلاحاتی که با حروف C شروع می شوند مانند اصطلاحات آغاز شده با حروف F مربوط به و ناظر بر کشور مبداء و محل ارسال و اعزام کالا هستند نه کشور مقصد.